21 responses

  1. گودر چیه؟ همون گودرزه؟!

    نیروانا: نه. علی آباد کتول ه

    • ها، پس شما شیرتون رو میفروشین به علی آبادی ها، ها؟ جاش چی می گیرید؟ زانتیا؟!

      نیروانا : کاش زانتیا میدادن پدر سوخته ها (جانم به فدای زانتیا)

  2. این زرافه‌تون هم مثل بالاترین دعوت‌نامه‌ای ست؟

    • خواستم بگم ما رو دعوت نکن. وقت این جنگولک بازی ها را نداریم.

      *.(و بعد نفس عمیقی می کشد و خودش را از تک و تا نمی اندازد …!)

  3. ببین. می دانی چیست؟ من از این ور وبلاگت بیشتر خوشم می آید تا آن ور اش!! اینجا بیشتر شبیه به بک استیج‌های نمایش های رسمی می ماند که همه بدون آرایش و لباس های پف دار و کت های تنگ، شیشه های آب‌جو را دست گرفته اند و ولو شده اند روی کف چوبی که حالا خاک و خل و کاهی هم اگر ریخته باشد کف‌اش، به درک!

    نیروانا:میدانی..من هم از این طرفش که کسی بهش توجه خاصی ندارد بیشتر خوشم می آید..ولی این حس استیج را ندارم! حس ته یک دفتر 200 برگ که هرازگاهی تهش شعر و چرت و پرت مینویسم و فقط خودمانی ها میخوانند! اگرچه هنوز شعری ننوشتم!

  4. من مارمولک می‌کشیدم ته جزوه‌هام. مارمولک و سوکس. مامان سوکسه و بابا سوکسه و فک و فامیلشون و اینا!

    نیروانا: از سوکس بدم میاد. وحشت دارم. از هیچ حيوونی نمیترسم تقریبا. از سگ و گربه و مرغ و خروس بگیر تا هر چی بگی…ولی مار و سوکس….براي چي سوکس میکشیدی؟!

  5. فوران احساسات و عواطف لابد. یا غلیان استعداد که می‌خواست به مراسه ظهور برسد یا یک همچین چیزهایی. خب معلوم است که از سر علافی و لودگی بوده دیگر! این است تفاوت ونوس و مریخ!
    راستی. صدای پای سوسک را روی کف سرامیکی یا پارکت چوبی، وقتی دارد فرار می‌کند از ترس جانش، که یک صدای خرت خرت مداوم یا یک چیزی توی همین مایه‌هاست را دوست دارم. باعث برافروختگی‌ام هم می‌شود حتی!!

  6. ناطق داشت می‌افزود که یکی از حضّار از جای برخاست و گفت : مرصه ظهور درست است. ناطق سپس افزود همان که شما می گویید، حالا هر چی.

  7. nounva

    یه چند روز دیگه باید قسمت About رو آپدیت کنید…
    نه…؟؟
    پیشاپیش… …

    نیروانا: چرا؟!

    از این کامنتی که توی گمشده بود نتیجه می گیریم که تولد شما مبارک P:

    نیروانا: تولد من 5 ماه دیگه ست!

  8. My little lovely girl ! :*

    علی چشم منو دور دیدی داری مخ بچمو میزنی؟ جل و پلاستو چم کن برو دم خونه خودتون بازی کن وگرنه به مامانت میگم دهنت فلفل بریزه ها !

    • دو تا تراول پونصدی و بیس پنش تومنی و اینا نیروانا خانوم!

    • خیلی باحالی با خوندن وبلاگت کلی خندیدم بس که باحاله.
      باحالتر بنویس که همیشه مطالب تو خواهم خواند.

    • برا چی یهو یاد گوشی من افتادی؟!

      نیروانا: میخوام آیفن بخرم گفتم اگه میفروشی بخرم ازت! (هرچند آیفن هم خز شده ) 😉

  9. نوشته هات جالب ناکه،یعنی شاکیه ٩٠% آدم هی پیگیر میشه غر بعدی چی می تونه باشه. ولی نهایتن و حقیقتن من چون دلبستگیه خاصی به آقا… نه ببخشید،به فحش دارم اصلن نوشته هات مستقیم پاشید توو خونم