جهش از ناوبری

تا وقتی به جای کسی که کاربلد باشه و زحمت بکشه آدمی سر کار باشه که همش زر بزنه و پاچه اینو اونو بگیره سر کار باشه ما تحقیر میشیم.

 این از مملکتمون اینم از تیم محبوبمون

گور پدر دل ما بابا

—-

پاسکال میگه : بعضی وقتا دل یه دلایلی داری که عقل از توجیه کردن اونا عاجزه

طرفداری از مارادونا یکی از همین چیزاس

یه احمق تمام عیار که با تمام وجود سعی میکنه خودشو به لجن بکشه و تلاش اطرافیانشم اکثر اوقات بی فایده است

تو این بلاگ وقتی آدرس بلاگ رو میزنی اون بالا یه عکس چه گوارا میاد
تیریپ اینا که عشق چه گوارا دارن و این حرفا
یه زمانی منم مثه خیلیا قهرمانم چه گوارا بود، پیش دانشگاهی، سالای اول دانشگاه
نوع زندگیش، مرگش یا شاید یکم هم تیریپش
ولی …..
الانم خوشم میاد ازش ولی نه دیگه بعنوان قهرمان شماره یک
اونموقع این حس که داریم تو دوره ی آدم کوتوله ها زندگی میکنیم خیلی عذاب آور بود
از مصدق به هیشکی
از صادق هدایت به محمود دولت آبادی
از اخوان و شاملو و مشیری و ….. به کی بگم آخه ( قیصر امین پور و دلم نمیاد ضایع کنم)
از چه گوارا به خمرهای سرخ
از استالین به این یارو کیم جونگ ایل
از یاسر عرفات به ….
از مارادونا به رونالدو
از پدر خوانده به آواتار و این فیلما که الان میسازن
از جمالزاده به گل آقا که اگه این یارو حبیبی نبود نمیدونم میخواست چیکار کنه
از بهروز به بهرام رادان
اوووووووووو اگه بخوام بگم تا فردا صبح باید بنویسم ، خدائی کیو داشتیم که در برابر قبلیا مثه فیل و فنجون نباشه؟
ولی تو این یه سال اوضاع فرق کرد
الان تا دلت بخواد آدم مشتی سراغ دارم که واست بگم
الان قهرمان من اون دانشجوی غریبیه که کوتا نمیاد
اونیه که الان نمیدونم گوشه کدوم سلول کز کرده یا شایدم اومده بیرون ولی هنوز نتونسته غم و غصه هاشو هضم کنه
اونی که هول میکنه ، میترسه، کپ میکنه، در میره، تو نظراش سوتی میده، وقنی کلیپ میبینه بغض میکنه، اشکش در مشکشه
ولی بیخیال نمیشه بازم تا خبری میشه ذرتی میپره بیرون
از اونائی که رفتن چی بگم بخدا ( دادا بیخیال اونجوری دیگه خیلی پیاز داغش زیاد میشه، اشک و این صحبتا)
خلاصه دیگه چه گوارا و اینا زیاد چنگی به دل نمیزنن عاشق این بچه عادیام
بخدا الان قهرمان من توئی
اون آدمیه که تو این یه سال سرشو نکرد تو آخورشو بگه بابا اینا همش بازیه ، چی به ما میرسه آخه
————————
از اشتباه کردن نترسید
هیچ کشوری از شکم مادر با دموکراسی به دنیا نیومده
—————
مثه من هر چی به ذهنتون میرسه بگید فوقش زیاد تحویلتون نمیگرن ولی تایپتون که خوب میشه حداقل

من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد
—–
چی بنویسم که خودتون بهتر از من ندونید
فک کنم نوشتن بسه

بعد از پست تو دیگه چی میگه آخه انتفاداتی از این پست شد که لازم شد نکات زیر رو جهت شفاف سازی بگم خدمتتون
اول از همه و مهمتر از همه چی : فصل الخطاب تو این بلاگ چیزیه که من میگم و لا غیر
do you understand؟

اینجا من بلاگ مینویسم شما میاید اینجا میگید آفرین خیلی باحال بود منم میگم خواهش میکنم
هر انتقادی هم تنها در صورتی اینجا میمونه که یک پاسخ قانع کننده از طرف من بگیره و الا توطئه محسوب میشه
هر انتقادی اول از فیلتر من رد میشه بعد اگه باش حال کردم میگم بگید
اینجا آزادید بین کارائی که من میگم انتخاب کنید کدوم کارو بکنید
حالا یه سورپرایز هم براتون دارم: چند وقت میاید نظر میدید بعد من یه سری رو از بین شماها خودم انتخاب میکنم که شما از توشون چندتا رو دوباره انتخاب کنید که رو کار من نظارت کنند
اینجا کسی چیزی بگه که من سر در نیارم ازش حسابش با کرامالکاتبینه، همه زیر دیپلم حرف بزنید
طنز داریم ولی فقط به خودتون تیکه بندازید فکر شوخی کردن با منو از سرتون بیرون کنید
هر جا احساس کردم دیگه خیلی گند کار در اومده به یکی میگم انتقاد کنه حال کنید
اینجا من به هیشکی لینک نمیدم ولی همه عالم و آدم توقع دارم که به من لینک بدن
من ادعام اونجای خرو پاره میکنه ولی نمیتونم دوتا جمله بگم که توش یدونه ای بابا و دادا نباشه
ادعای ریاست کل بلاگا رو دارم ولی یه هفته است میخوام این فونت نوشته ها رو درشت کنم بلد نیستم
ادعای احترام به خوانندگان بلاگم رو دارم ولی هنوز بعضی از خوانندگان بلاگم سنگ قبر ندارن
خوانندگان بلاگم از بیکاری، فقر، فساد، فحشاء بی عدالتی و و و جونشون به لبشون رسیده شب من با آب و تاب تشویقشون میکنم که بابا بچه بیارید هنوز جا داریم.
تمومشون یا رفتن یه بلاگه دیگه یا اگه نرفتن همیشه با حسرت از بلاگای دیگه حرف میزنن
هر جا لازم باشه حقوق خوانندگان رو قبول دارم هر جا به ضررم باشه میزنم زیرش
اونقد چشم بهتونه که جرات نکنید یه اس ام اس که اسم من توش باشه به رفیقتون بزنید
هنوز خرابیهای جنگ قبلی با بلاگ همسایه آثارش هست، هنوز بعضی از بچه هائی که مثه دسته ی گل رفتن و پرپر برگشتن بین ما قدم میزنن ولی یجوری از جنگ حرف میزنم و هل من مبارز میطلبم انگار میخوام با دختر همسایه برم لی لی بازی کنم
همه باید به قانون احترام بذارید به جز من، آخه من چشام قشنگه
————————
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا
درمان نمیشود

این بابا علی مطهری هم هی بلند میشه بیانیه میده
آخه بابا توروسننه
آی بدم میاد از اینا که از هر اتفاقی سعی میکنن یه چیزی واسه خودشون دست و پا کنن
تا حالا تو زندگیت شده قبل از یه چیزی راجع بهش نظر بدی و موضع خودتو معلوم کنی که بعدش بشه بت گیر بدن؟
به خدا تو برو مسابقات موج سواری ، یجوری قهرمان میشی که جایزه نفر اول تا پانزدهم رو بدن به تو
تا یه اتفاق تابلو میفته یه روز صبر میکنی ببینی موج کدوم وریه ذرتی میپری روش
همش یجوری حرف میزنی که کسی نتونه بهت گیر بده
از همه انتقاد میکنی
اه اه برو گمشو بابا ریغو
اصلاً آقا خوب کاری کردن
یکی تو یکی اون توکلی یکی هم اون لاریجانی
مثه آلت تناسلی میمونید تو غسل
هم با چپ میشه شستتون هم با راست
یکی به نعل یکی به میخ
یکی به نعل یکی به میخ
—————–
شرمنده اگه یکم ضایع بازی شد از این جماعت نون به نرخ روز خور زرنگ آدم چندشش میشه

حیف مطلب امشب که حرومه تو کردم
————–
فک نکنی اگه اخراجت کنن از مجلس نظرم عوض میشه ها
نه داداش از این خبرا نیست

باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
من نـشکنم ٬ جـز جـور را٬ یا ظـالم بد غــور را
گـر ذره ای دارد نمـک گـبـرم اگـر آن بشکنم
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می
دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم
امروز سرمست آمدم تا دیر را ویران کنم
گرز فریدونی کشم ضحاک را سر بشکنم
این بار سرمست آمدم تا جام و ساغر بشکنم
ساقی و مطرب هردو را من کاسه سر بشکنم
گر کژ بسویم بنگرد گوش فلک را بر کنم
گر طعنه بر جانم زند دندان اختر بشکنم
گر محتسب جوید مرا تا در رهی کوبد مرا
من دست و پایش در زمان با فرق و دندان بشکنم
گر شمس تبریزی مرا گوید که هی آهسته شو
گویم که من دیوانه ام این بشکنم آن بشکنم
———————-
قسمتی از شعری که استاد شجریان به تازگی خوندن

حسن جان فردا میری حرم یه چارتا تیکه بار اینا کن حال کنیم

نری اونجا تیریپ مصلحت و اینا ورداری وایسی خاطره تعریف کنی

ما که دستمون به اون میکلوفن نمیرسه تو که دستت میرسه فردا وسط اینا کم نیاری

دادا متنی چیزیم اگه آماده نکردی مهم نیست، از همون بالا یه نیگا به بهشت زهرا بنداز

بچه ها اونجان ببینیشون نطقت وا میشه

 

میدونم خیلی شکستی زیر بار بودن من

شده قامتت خمیده تا به اوج رسوندن من

تا که بغض من ترک خورد، تو به جای من شکستی

من اگه غصه میخوردم

تو به گریه مینشستی

……………

شعرش یکم دخترونه است ولی واسه روز مادر باحال بود

چه باید کرد؟

 چه باید کرد؟

کدامین راه را باید به سوی صبحدم پیمود؟

کدامین راه ما را تا دیار دوستی ها پیش خواهد برد؟

عبور از مرزهای تیره دیروز خواهد کرد؟

رها از ظلمت شب های پر اندوه خواهد شد؟

نجات از اشک های رنج خواهد داد؟

و از بن بست های تیره تردید و شک خواهد گذشت آخر؟

به شهر مهربانی می رسد در انتهای خویش؟

به صبح شادمانی خواهد انجامید؟

کدامین راه را باید به سوی روشنی پیمود؟

چه باید کرد؟

– ترجمه منظوم بخشی از شعر  چه باید کرد؟ از هاینریش هاینه

———–

پاسخ تولستوی اینه که: دروغ نگفتن،از حقیقت نهراسیدن، خود پسندی را از بیخ و بن برکندن، زحمت کش بودن و در عرقریزان های جسم و روح و فکر به پیشرفت و تعالی رسیدن، و به سوی والایی اوج گرفتن، تنها راه نجات روح و روان از اقیانوس سیاهکاری ها و پلیدی هاست

——–

این مطلب رو البته خیلی کاملتر تو یه سایت دیدم دوست داشتم اگه کسی گذرش اینوری افتاد ببینه

نمایندگان خدا بر روی زمین، قوم برگزیده، باز پس گرفتن حقی که سالها پایمال شده، جنگ با کفار، بازگشت به ارزشهای دینی،
داعیه رهبری دنیا، مظلوم نمائی، دروغگوئی و….و…..و
حمله به کاروان آزادی
حمله به کاروان آزادی
حمله به کاروان آزادی
خدایا قبول داری اینا هم بعضی کاراشون خیلی شبیه کارای ماست؟

طراحی یک سایت مانند این با استفاده از WordPress.com
شروع کنید