هميشه اواي دل سوخته شنيدني تر واحساس دوري غم انگيز و در عين حال مسرت بخش است هميشه تصوير دلبر ارام جان و صدايش شنيدنيست ادم ها رو اگه فقط يه تصوير تجسم كنيم چي ميشه كه يه سري تصوير ها بهتر و محكمتر تو ذهن حك ميشن و يه سري ها حك نميشن . ايا گيرنده هاي ذهن هر كس جوري طراحي شده كه به يك سري علائم چهره حساستر باشد ؟ شايد واسه همين هم هست كه زيبايي نسبيه . شايد هم چون اون تصوير رو مكرر تكرار ميكنيم به ياد ميمونه و اصول ياد گيري هم همينه پس چرا يك تصوير رو بيشتر از تصاوير ديگه تكرار ميكنيم . همه اينا مجهولاتي هست كه هميشه واسه ادم بامزه هست و خواهد بود البته تصور بالا يه مقدار نامطلوب بود چون ادم فقط تصوير نيست . ولي خب تصوير نقش مهمي داره چه مفهومي را ميتوان از عشق در دست داشت .چه تعريفي شايسته اين رفتار خاص بشريست در اينجا به چند تعريف اشاره ميكنم اگوستين قديس مينويسد :به همان دليل كه يك شهر به مجموعه قوانيني نياز دارد كه ساكنانش بتوانند كنار هم زندگي كنند انسان هم به قانون منحصر به فرد عشق نياز دارد تا بتواند در صفاي كامل با جهان روحاني و معنوي هم زيستي كند ديگران هم از اين واقعيت جهان شمول گفته اند مانند : عشق حقيقي در پي پاداش نيست اما لياقتش را دارد (سن برناردو د كليوو ) عشق يعني خدا و مرگ به اين معني است كه يك قطره از اين عشق ،به سرچشمه اش برگردد (تولستوي ) هر چه بيشتر به چيزي عشق بورزيم بيشتر در اعماق ان نفوذ ميكنيم (مولانا جلال الدين ) ان جا كه امكان نفرت هست امكان عشق هم هست فقط كافي است از ميان اين دو يكي را انتخاب كنيم (تليچ) تعاريفي هست كه هر كدام درست هست و هيچ كدام كامل نيست . شايد عقل بشري از فهميدن اين موضوع عاجز است . همانطور كه حافظ ميگه :مشكل عشق نه در حوصله دانش ماست حل اين نكته بدين فكر خطا نتوان كرد