پایان نامه
بالاخره ورد پرس با این همه امکانات برای فارسی زبانان فیلتر شد و ما هم ایضا!
اسباب کشی می کنیم به
5sobh.ir
با تقدیم احترام!
دیوانه گرد شهر
– از دیوانگی احمدی نژاد خوشم میاد. دمش گرم، به هیچی توجه نداره و کار خودش رو میکنه.
– یه لحظه خودم رو گذاشتم جای متکی. خیلی خوشگل با رئیس جمهور یه مملکت تو جلسه باشی بعد وسط کار بهت بگه شرمندتیم، پاشو برو بیرون و با یه ماشین معمولی بفرستنت هتل!
چه حالی میشی؟ آبروی مملکت، غیر اخلاقی بودن اینکار و تضعیف سیاست خارجی و همه این حرفها هم به کنار!
عرف اداری این چنینه که وقتی حکمی صادر میشه تحویل دفتر میشه تا کارهای اعلام و پیش نهاد نفر سرپرست انجام بشه و توی این دستگاه عریض و طویل ریاست جمهوری نمی شد یکی دو روزی صبر کنند. پس حتما یه مرضی بوده.
– اما داستان بذر پاش به کلی فرق میکنه. چرا که بذرپاش از ابتدا سر ناسازگاری با سازمان ملی داشت و ظاهرا هوای وزارت در سر داشت که محقق نشد. به همین خاطر هم بود که ابتدای ریاستش مدتی سر کار نمی رفت. و خب بذرپاش جای دوری نمی ره. اینجا نشد جای دیگه. بالاخره فامیلی و هزار درد!
معاونت مطبوعاتی هم که همیشه جای فحش خوردن بوده و هست. هرگز هم به کسی وفا نکرده و نخواهد کرد!
– مهمترین قسمت این جریانات نصب فامیل بقایی در رأس سازمان ملی و آزادی عمل بیشتر نمایندگان رئیس جمهور در امور کشورهای دیگر(کلا با بودن وزارت خارجه معنی این رو من متوجه نشدم) که در اصل همه اونها مشایی یه.
– اونچه واضحه این که حضرت والا مقام، خوش سخن و خطیب بلامنازع، فیلسوف و دانشمند ارجمند، خدمتگزار ترین و خیلی ترین های دیگر جناب استاد مشائی دامت افاضاته اخیرا در سایه سار سرگرم بودن فضای عمومی کشور در جریان هدفمندی تحرکات زیادی دارند انجام می دهند که از جمله ی اونها بخش زیادی از عزل و نصب های اخیر و احتمالا آینده بوده. اینکه این مهره چینی با نگاه به انتخابات ریاست جمهوری باشه هم دور از انتظار نیست، کما اینکه اخیرا خبر رسید سرپل های ستادهای احمدی نژاد برای انتخابات بعدی در شهرستانها فعالیت خودشون رو آغاز کردند.
– مشائی آدم نادانی نیست. و مطمئنا برای گزینه رد صلاحیت شدن خودش رو آماده کرده و اینجاست که تقابل رهبری نظام با احمدی نژاد رو رقم بزنه. دیگه توضیح ندم. ایشالله که کار به اونجاها نمی کشه
من
– محل کار فعلی آرامش رو ازم گرفته. امید است با تغییر محل کار مسأله حل بشه!
– این منم! یعنی این طوری ام الان!
در میان نقدها
داشتم دفتر کار میکردم، محسن امامیان (فیلم نامه نویس) تماس گرفت.
روح الله حجازی + در نزدیکی ما در حال ضبط بود با این تفاوت که این بار تهیه کننده این فیلم بود. بعد از دیدن «در میان ابرها» + دوست داشتم حجازی رو ببینم. ضمن اینکه شنیدم ابولقاسم طالبی هم خیلی از دستش شکاره!
(جریان فیلم و نقدش رو اینجا بخوانید) حجازی میگفت که بعد از اون فیلم دیگه کل کشور به خونش تشنه اند. مخصوصا وزارت ارشاد و وزارت کشور. و نمی خوان که مجوز جدید براش صادر کنند. اینبار به ارشاد حق میدم، که به حجازی مجوز ندن! جریان در میان ابرها هرچند جسورانه است اما خیلی هم دراماتیک نیست و مایه ی داستانی نداره. وقتی فیلم رودیدم یاد مالنا افتادم. در مالنا هم به نظرم زیاده روی کرده بود. یه ذره بچه رو زیادی تشنه ی جنسی نشون داده بود و اینجا هم در عشق پسر به نورا زیاده روی شده بود و خیلی ضعف های دیگه که حال ندارم راجع بهش صحبت کنم.

اون شب زیاد پیش بچه ها نموندم. مردم همش تو دوربین نگاه می کردند و بیچاره ها از نو میگرفتند. سه ساعت بود تو پلان اول مونده بودند و حجازی داشت اعصابش خرد میشد.
معماري بر زمين ضعفها
شركتهاي كوئيستي مبتي بر ضعفهاي انسانها بنا ميشوند. طمع، تنبلي و راحت طلبي، عجله براي رسيدن به اوج، ترس از آينده، احساس عقب افتادگي از ديگران و هم قطاران و … همه و همه عواملي هستند كه به گسترش چنين شركتهايي كمك مي كنند.
متاسفانه يكي از دوستان نزديك بنده به شدت درگير اين موضوع شده. به حدي كه محل كارش را ترك كرده و شبانه روزي در اين شركت كار مي كند. حالا هي نصيحت كن! بيچاره فكر ميكنه دارم حسودي ميكنم. حيف از اون عمر و جوونيت كه تو اين راه هدر بدي!!


