ناگهان: یک توده عفونی در مجاری گوارشی؛ باید فورا بستری و عمل شود.

عمل دوساعتی بیشتر طول نمی‌کشد و بعد هم دو روز استراحت و ریکاوری در بیمارستان و ...

حالا او به خانه آمده است و دوباره جان می‌دهد به همه آنهایی که دلشان تکانهای سختی خورد از این دو روز و دو ساعت...

دو روز و دو ساعت!

باید باشی و چشم های تک تک اعضای خانواده را ببینی، لرزش خفیف و دلهره زلال منعکس شده در زیر پلک‌ها؛ از نارمین 6 ساله تا زهرای 50 ساله...

این خاصیت لنگر کشتی و عمود خیمه است؛ تکان بخورد، همه را تکان می دهد! خاصه اگر مهربانی و همراهی صفت های دائمی اش باشد.

دو روز و دوساعت! چه سخت گذشت و چه دردناک با ما ماند حتی حالا و بعد از یکماه.

خدایا به حرمت تکان‌های دل حضرت زینب در سحرگاه خونین رمضان، تکان‌های دل ما را کم کن! دل ما کوچک است و تاب نمی‌آورد... اصلا تکان دل هر فرزندی را کم کن که فرزند طاقت رنج والدین ندارد و دوست دارد همیشه آنها را همچون قله ای استوار ببیند و بر بلندایش نفس بکشد و جان بگیرد از تنفس در هوای او!

دل ما را قرص کن و بابا حمید را مثل همیشه، برایمان نگهدار! سالم و سرحال و با لبخند...که عجیب تکیه گاهی است برای همه ما در هر حالی...

و صد البته پدر مسافرمان را هم به دادمان برسان! نسل من، خیلی صبور نیست! عجله کن آقا...

اللهم عجل لولیک الفرج

برای هم دعا کنیم