شکستن سکوت
این نوشته کاملا جنبه دل نوشتگی داره و هیچ ارزش دیگه ای نخواهد داشت.
امشب نمیدونم چی شد که یاد اینجا افتادم و بعد از کلییییی وقت، دیدمش و از اون عجیب تر این هست که لاگین کردم و الان دارم پست جدید مینویسم!!
تاریخ آخرین پستم رو ندیدم، اما فکر کنم باید حدود یک سالی ازش گذشته باشه. اون موقع ها کلی وقت داشتم که نمیدونستم باهاش چکار کنم و الان کلی کار هست که نمیدونم چطوری با این وقت جورش کنم.!
اون قسمت «من شناسی» رو مثلا میخواستم زود به زود آپدیت کنم. اما اون هم دچار همین خاک خوردگی شده. خرداد که کارشناسی تموم شد، مهر رفتم سر کلاس ارشد و فکر میکردم کم کم کارها کم میشه. اما فعلا نمودار صعودی هستش. البته خدا رو شکر
خلاصه اینکه فکر کنم باید دست به دامن این اپ های موبایلی بشم و گهگاهی مطالبم رو آفلاین بنویسم و با رسیدن به نت،آپلود کنم.
حدود یک سال خورده ای هست که بیشتر وقتم رو توی یه شرکتی مشغولم و کلی چیز یاد گرفتم و کلی عنوان برای آپدیت کردن اون من شناسی الان هستش. سبک کاری کاملا متفاوت و در عین حال پر از استرس و چیزهای جدید و وسعت کار و مخاطب بالا هستش.
بعد از این بیشتر سعی میکنم از تجربه ها و خاطراتم بگم.
راستی چند وقتیه که تو فکر زدن یک سایتم، اما هنوز اسم دامینی که دوست داشته باشم رو پیدا نکردم!! نظری ندارید؟








